هماهنگی در فرایند تولید فرش دستباف
اگرچه موضوع بحث ما طرح و نقش با نقوش هنری از یاد رفته است، فرش دست یافت، اعم از قالی، گلیم، جاجیم و دیگر دسته بافته ها عموما و قالی دست بافت خصوصا، مقوله ای صددرصد هنری نیست. اگر چنین بود، می توانستیم خودمان را قانع سازیم که امروزه فرش دست بافت به اندازه کافی طرفدار دارد؛ اما واقعیت غیر از این است، واقعیت به ما هشدار می دهد که رویکرد نسل حاضر به طرح و نقش امروزه، تسليم بدون قید و شرط تولیدکننده در برابر مصرف کننده و تعریفی که از خلاقیت و هنر و زیباشناسی و تمامی مقولات مطرح شده برای مخاطب علاقه مندی - نه مشتری و مصرف کننده به وجود داشته، کم رنگ شده و در اشرف نابودی است و قاعده و آیین هماهنگی نیز، به تبع آن، به تدریج منسوخ می شود. بدین معنا که طرح و نقش هنری بدون رنگ آمیزی هنری، هماهنگی رنگ ها، و این دو بدون کاربرد مواد مرغوب و رنگ طبیعی آن نمی تواند فرش را با کیفیتی که مورد انتظار است عرضه کند؛ به ویژه بافت هنری و استادانه آن که مرحله پایانی کار است.

علاوه بر آنها، مرحله قالیشویی و عملیات فرش است که، با دواشویی و صدمه زدن به فرش، ظاهری کاذب نشان داده خواهد شد. امروزه حتی شست وشوی فرش و عملیات فرش نیز خود هنر برجسته ای است که، در واقع، باید بدان نام و عنوان قالی سازی و قالی پردازی داد.
برای نیل به چنین مرحله ای نگاهی به گذشته و اتخاذ روش عبرت آمین طريقه های چاره ساز است که عنوان این مقاله را تشکیل داده، و آن گنجینه های است که تداعی بخش شخصیت های هنری و هنرشناس فرش است. اگر ما در این گفتار به عده ای اشاره کرده ایم، از آن جهت نیست که آنان با اکتفا به درآمد و اندوخته مالی در این میدان چند صباحی تاخت و تازی کرده اند. شخصیت های مذکور عاشق کار خود، عاشق هنر خود، و عاشق ماندگاری یادگارهای خود بوده اند. برخی از آنان فرش را مانند فرزندان خود عزیز و گرامی می داشتند و بعضا حتی رغبتی به فروش هم نداشتند.
من در ظرف دو ماه توانستم تعدادی فرش قدیمی را در مجموعه های بازرگانان تهران و در انبارهای شخصی دورافتاده شناسایی کنم، غالب فرش های مذکور نقوش اصیلی داشتند، مانند شاه عباسی شاخه پیچ قدیمی کاشان از تولیدات عطایی و محتشم یا اسلیمی های شکسته لیلیان ارمنی باف یا سایر استادان مثل عمواوغلی از مشهد، قره باغی از تبریز، عماد از تبریز، صیرفیان از اصفهان که ذکر همه آنها از مجال این مقاله خارج است.

توجه به تصاویر مذکور بادآور بسیاری از نقوشی است که به تدریج همراه همان فرش ها یا در گوشه انبارها یا در مجموعه ای شخصی مخفی مانده است که با آنها هم به طور تصادفی باید برخورد کرد؛ چنان که هم اکنون بسیاری از کارشناسان و هنرمندان ما با نام مستوفی امثال آنان بیگانه اند که ادامه این وضع آینده ناخوشایندی را به ما اع۔ تنها چاره کار شناسایی و بازیافی و ارائه الگوهاست. در پایان دا با تجارت آن شایان ذکر است. ما نمی توانیم ارزش و اعتبار معنوی فرش را بدون نقش تجاری آن در نظر بگیریم. اگر هنر فرش کاربردی نداشت و صرفا از منظر هنر مطرح می شد، چندان مایه نگرانی نبود؛ چرا که بسیاری ازنقوش اصیل فرش های ما، همراه فرش ها، اکنون در موزه های جهان یا مجموعه های شخصی است. ولی نقش و طرح کاربردی این هنر في نفسه موجب نگرانی اهل درد است که در دراز مدت به بوته فراموشی سپرده خواهد شد؛ درحالی که در فرآیند تولید شاهد انحرافاتی هستیم که ره به ترکستان می گشاید.